ژنرال آمریکایی: ایران با جنگ زانو نمیزند آشوبگران را فعال کنید!
حضور ژنرال وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو، در تجمع ضدایرانی نیویورک و گفتوگوی او با خبرگزاری آسوشیتدپرس، بار دیگر پرده از هدف اصلی واشنگتن در قبال ایران برداشت. او در این گفتوگو با صراحت گفت: «زمان آن رسیده که این حکومت برود... به مدت ۴۷ سال، حکومت ایران از طریق حملات تروریستی و جاهطلبیهایش برای تسلط بر منطقه باعث ایجاد دردسر شده است.» اما نکته مهمتر از این اظهارات، جمله بعدی او بود: «این حکومت قرار نیست با مداخله خارجی سرنگون شود. این کار مردم داخل ایران است، آن ۹۲ میلیون ایرانی، که باید نظرات خود را ابراز کنند. البته، آنها به رهبری نیاز دارند. و این نیرویی که امروز اینجاست، شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین با خانم مریم رجوی، برنامهای برای آینده ایران دارد، تشکیلات دارد و میتوانند رهبری کند.»
همین چند جمله کافی است تا روشن شود ادعای «عدم مداخله خارجی» با واقعیت فاصله دارد. یک ژنرال آمریکایی در یک تجمع سیاسی، از یک سازمان خارجنشین به عنوان «رهبری» مردم ایران نام میبرد؛ سازمانی که سالهاست در بستر حمایتهای اطلاعاتی و سیاسی غرب فعالیت میکند. اگر هدف واقعاً واگذاری تصمیم به مردم ایران بود، چرا باید «رهبری» از پیش تعیین شود؟ چرا باید تشکیلاتی که در خارج از ایران مستقر است، به عنوان جایگزین معرفی شود؟ این دقیقاً همان الگویی است که در کشورهای دیگر نیز آزموده شده: ایجاد بحران داخلی، تقویت گروههای خارجنشین، و سپس تحمیل یک ساختار سیاسی وابسته.
در همین چارچوب، اظهارات منشه امیر (منوچهر ساچمهچی) رئیس سابق بخش فارسی زبان رادیو رژیم غاصب صهیونیستی، ابعاد تازهای به ماجرا میدهد. او میگوید: «ترامپ شدیداً تهدید میکند ولی به ندرت به آنها عمل میکند. او معتقد است که با فشار زبانی و اقتصادی میتواند ایران را به زانو دربیاورد. برخلاف گفته ترامپ، رفتوآمد در تنگه هرمز آزاد نیست.» این سخنان نشان میدهد راهبرد آمریکا نه یک جنگ نظامی تمامعیار، بلکه ترکیبی از فشار اقتصادی، جنگ روانی و ایجاد تنش در نقاط حساس مانند تنگه هرمز است. هدف این فشارها، نه مذاکره، بلکه فرسایش ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران تا نقطه فروپاشی از درون است.
اما تکاندهندهترین بخش این اطلاعات، اعتراف صریح به آمادهسازی برای آشوب است. منشه امیر میگوید: «سرویسهای جاسوسی کشورهای مختلف در حال بررسی و تمرین برای آشوب در ایران هستند.» این جمله دیگر یک تحلیل یا گمانهزنی نیست؛ یک اعتراف است. اگر سرویسهای اطلاعاتی کشورهای مختلف در حال «بررسی و تمرین» برای آشوب در ایران هستند، معنایش این است که هدف، نه اصلاح روابط، نه احترام به حاکمیت ملی، و نه حتی تغییر رفتار سیاسی؛ هدف، ایجاد بیثباتی داخلی، کشاندن اعتراضهای خیابانی به سمت خشونت، و در نهایت فروپاشی نظم موجود است.
کنار هم گذاشتن این اظهارات، تصویر یک سناریوی منسجم را ترسیم میکند: از یکسو، ژنرال آمریکایی در نیویورک از «رهبری» خارجنشین برای آینده ایران سخن میگوید. از سوی دیگر، جاسوس سابق موساد از فشار اقتصادی و روانی ترامپ و آمادهسازی سرویسهای اطلاعاتی برای آشوب میگوید. در این میان، رسانههای وابسته و شبکههای اجتماعی نیز نقش سوخترسانی به این آشوب را ایفا میکنند. نتیجه؟ نه «دموکراسی»، بلکه یک کشور ناامن، تجزیهشده و درگیر بحرانهای داخلی.
واقعیت این است که آمریکا و متحدانش در ۴۷ سال گذشته هیچگاه با ایران بر سر میز مذاکره برابر ننشستهاند. هر بار که فشار حداکثری اعمال شده، به جای گفتوگو، بر شمار تحریمها، تهدیدها و عملیات پنهان افزوده شده است. اکنون نیز همان مسیر با لباس جدید تکرار میشود؛ با «آشوب داخلی». آنچه از اظهارات کلارک و منشه امیر برمیآید، این است که واشنگتن به دنبال تغییر رژیم از طریق ایجاد اغتشاش است، اما میخواهد هزینه آن را بر دوش مردم ایران بگذارد. آنها از «۹۲ میلیون ایرانی» سخن میگویند، اما برنامهای برای امنیت، رفاه و آینده آنها ندارند. تنها هدف، سلطهگری است.
بنابراین، هر شهروند ایرانی باید بداند که پروژه «آشوب داخلی» یک سناریوی خارجی است که با پول، اطلاعات و رسانههای بیگانه تغذیه میشود. هدف نهائی، نه آزادی، بلکه فروپاشی است و در این میان، تنها برنده واقعی، همان کسانی هستند که از هزاران کیلومتر دورتر، برای ایران و منطقه نقشه میکشند.